بررسی برخی از جنبه های اپیدمیولوژیک آلودگی به شپش سر در بین کودکان افغانی شهرستان سیرجان در سال 89-1388

نویسندگان

1 کارشناس ارشد حشره شناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین ،کارمند مرکز بهداشت شهرستان سیرجان

2 کارشناس ارشد حشره شناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین

3 دانشجوی دکتری حشره شناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین،گروه حشره شناسی پزشکی،دانشکده بهداشت ،دانشگاه علوم پزشکی تهران

چکیده

مقدمه و هدف :شپش سر ( Pediculus humanus capitis) متعلق به راسته آنوپلورا و خانواده پدیکولیده بوده که در واقع اکتوپارازیت اجباری پستانداران بوده و عمدتا  از طریق تماس مستقیم انتقال می یابد. این مطالعه به منظور بررسی شیوع آلودگی به شپش سر و برخی ریسک فاکتور های مرتبط با آن در بین کودکان زیر 13 سال  افغانی شهرستان سیرجان در سال 89-1388 برای اولین بار در این منطقه صورت گرفته است.
 روش کار :این مطالعه به صورت توصیفی –تحلیلی و به روش مقطعی درطول سال 89-1388 در بین  95 نفر از کودکان زیر 13 سال  افغانی شهرستان سیرجان ،استان کرمان با استفاده از نمونه برداری سیستماتیک  انجام گرفت. هم چنین به منظور ثبت اطلاعات دموگرافیک  هر فرد، با استفاده از یک پرسشنامه اطلاعات آنها  ثبت گردید و در نهایت با استفاده از آزمون مجذورکای  و نرم  افزار  SPSSنسخه 11.5 جواب ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . و در نهایت  در این مطالعه  به منظور برقراری ارتباط معنی دار(P< 0.05) به عنوان معنی دار قلمداد گردید.
نتایج:به طور کلی از تعداد    95  نفر کودک مورد بررسی  (  30پسر و 65دختر)  با میانگین سنی8.61  ،آلودگی به شپش سر در  16  نفر از آنها  (%16.84) مشاهده شدو تمام 16 نفری که دارای آلودگی به شپش سر بودند دختر بوده و این تفاوت آلودگی به شپش سر در بین دو جنس از نظر آماری معنا دار بود. هم چنین نتایج مشخص کرد که بین آلودگی به شپش سر با وضعیت موها از لحاظ آماری رابطه معنی داری وجود دارد . در این مطالعه هم چنین کودکان از نظر وضعیت بهداشتی و آلودگی به شپش سر نیز مورد پرسش قرار گرفتند و با توجه به اینکه در تمامی کودکان و ضعیت بهداشتی متوسط بود و همه کودکان آلوده به شپش  از نظر وضعیت بهداشتی متوسط به پایین بودندنتایج آنالیز در این مطالعه بین آلودگی به شپش سر با سطح بهداشت از لحاظ آماری رابطه معنی داری را نشان نداد.
بحث و نتیجه گیری:با توجه به اینکه این مطالعه برای اولین بار در بین کودکان افغانی شهرستان سیرجان انجام شده است و فقط چند  فاکتور  خطر مرتبط با آلودگی به شپش سر  در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است و به دلیل این که   فاکتور های زیادی  در شیوع آلودگی به شپش سر  تاثیر دارند نیاز به مطالعات بیشتری برای تعیین  دقیق عوامل موثر در شیوع آلودگی به شپش سر در بین کودکان افغانی به منظور ارائه راهکار و برنامه کنترل مناسب ، هم چنین دادن آگهی به خانواده های تحت تاثیر شپش سر ضروری به نظر میرسد.
 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

شپش سر ( Pediculus humanus capitis)متعلق به راسته آنوپلورا و خانواده پدیکولیده بوده که در واقع اکتوپارازیت اجباری پستانداران بوده و عمدتا  از طریق تماس مستقیم انتقال می یابد(1و2(.هر چند که شپش سر به عنوان ناقل بیماری خاصی به شمار نمی آید اما به دلیل تحریک ایجاد شده در پوست سر و ایجاد خارش ممکن است باعث عفونت باکتریایی در پوست سر شود(3).از طرف دیگر در جوامعی که از سطح زندگی بالایی برخوردار نبوده و هم چنین دارای فقر غذایی هستند آلودگی به شپش سر نیز ممکن است در آنها منجر به آنمی نیز گردد(1و4و5).امروزه آلودگی به شپش سر به عنوان یکی از مشکلات مهم بهداشتی در سراسر دنیا ،هم در کشور های توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه به شمار می آید(6و7).از طرف دیگر بیشترین گروهی که در معرض  آلودگی به شپش سر قرار دارند بچه های 11-5 ساله هستند و این مسئله به عنوان یکی از چالش های مهم در بین مربیان بهداشت مدارس ،معلمان ،والدین دانش آموزان نیز به شمار می آید اما در مناطقی که دارای مشکلات بهداشتی دیگری نیز هستند مسئله آلودگی به شپش سر در بین بچه ها  اغلب مواقع مورد غفلت واقع می شود (12-8). در بیشتر مطالعاتی که بروی اپیدمیولوژی آلودگی به شپش سر انجام شده است ،چندین فاکتور مهم به عنوان فاکتور های تاثیر گذاربر روی  شیوع آلودگی به شپش سر معرفی شده اند که از ان جمله می توان به :جنس ،گروه سنی ،نژاد ،نوع موی سر ، بعد خانوار ، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و سطح سواد والدین  را نام برد را نام برد(2و 17-13).به عنوان مثال در مطالعه ای که توسط مرادی و همکاران در شهرستان بهار استان همدان صورت گرفت ،نتایج مطالعه حاکی از ارتباط معنی دار بین 2 فاکتور  جنس و سطح سواد والدین با آلودگی به شپش سر وجود داشت (17).هم چنین در مطالعات مشابه ای که به منظور بررسی شیوع آلودگی به شپش سر در نقاط مختلف ایران  انجام شده است شیوع آلودگی به شپش سر  از 1% در فارس (8) تا 28 %در اردبیل (18)گزارش شده  است.این مطالعه به منظور بررسی شیوع آلودگی به شپش سر و برخی ریسک فاکتور های مرتبط با آن در بین کودکان زیر 13 سال  افغانی شهرستان سیرجان،استان کرمان در سال 89-1388 برای اولین بار در این منطقه صورت گرفته است.

مواد و روشها:

این مطالعه به صورت توصیفی –تحلیلی و به روش مقطعی در طول سال 89-1388 در بین  95 نفر از کودکان  زیر 13 سال افغانی شهرستان سیرجان ،استان کرمان با استفاده از نمونه برداری سیستماتیک  انجام گرفت .بدین صورت که پس از انجام هماهنگی های لازم با ادارات مرتبط ،یک تیم شامل :کارمند مرکز بهداشت،پزشک  و یک کارشناس حشره شناسی پزشکی ،کودکان ساکن در کمپ آوارگان افغانی  را از نظر آلودگی به شپش سر ( یافتن یکی از مراحل زیستی انگل و یا وجود تخم در فاصله 4/1 اینچ از پوست سر ) مورد بررسی قرار دادند. به هر کودک از قبل یک شنل پلاستیکی که بروی شانه های او قرار می گرفت پوشانیده شد و  در حضور نور کافی و با کمک شانه ای لابه لای موهایش  به دقت و به مدت 3 تا 5 دقیقه بررسی گردید. هم چنین از دانش آموزان  خواسته شد که به مدت 5 تا 7 دقیقه موهای خود را برروی برگه  سفیدی به ابعاد CM75×60 ابتدا با شانه دندانه درشت به منظور باز نمودن گره های مو و سپس با شانه دندانه ریز به منظور به دام  انداختن مراحل فعال شپش سر شانه نمایند در پایان هر کدام از کودکان که دارای یکی از مراحل زیستی شپش بودند به عنوان آلوده قلمداد تلقی می شدند (19).هم چنین به منظور بررسی ثبت اطلاعات مربوط به جنس هر فرد،وضعیت موها و بعد خانوار با استفاده از یک پرسشنامه اطلاعات

دموگرافیک هر فرد ثبت گردید و در نهایت با استفاده از آزمون مجذورکای  و نرم  افزار  SPSSنسخه 11.5 جواب ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند . هم چنین در این مطالعه  به منظور برقراری ارتباط معنی دار(P< 0.05) به عنوان معنی دار قلمداد گردید.

نتایج:

در این مطالعه به طور کلی از تعداد    95 نفر کودک مورد بررسی  (  30پسر و 65دختر)  با میانگین سنی8.61  و انحراف معیار   6.95  ، آلودگی به شپش سر در  16  نفر از آنها  (%16.84) با  دامنه اطمینان (0.27 – 0.09 )  که به روش exact  محاسبه گردید مشاهده شدو تمام 16 نفری که دارای آلودگی به شپش سر بودند دختر بوده و این تفاوت آلودگی به شپش سر در بین دو جنس از نظر آماری معنا دار بود (P= 0.003)  (جدول 1). خروجی نتایج حاصل از آزمون مجذور کای دو نشان می دهد که  بین آلودگی به شپش سر با وضعیت موها از لحاظ آماری رابطه معنی داری وجود دارد . چرا که آماره مجذور کای دو برابر 14.48 بوده که این آماره با  درجه آزادی 2p value   پایین تراز سطح معنی داری (0.05) می باشد و در واقع  در افرادی که اندازه موی آنها بلندتر  بود میزان آلودگی بیشتری مشاهده گردید. نتایج هم چنین  نشان می دهد که میانگین سنی افراد در بین افرادی که آلودگی با شپش داشتند با میانگین سنی در بین افرادی که آلودگی نداشتند  از لحاظ آماری  تفاوت معنی داری  وجود ندارد  ( P value =0.913)(جدول 2).  از نظر بعد خانوار نیز همانطور که در جدول شماره 2 مشخص گردیده است ،نتایج نشان می دهد که میانگین تعداد افراد خانوار در بین افرادی که آلودگی با شپش داشتند بیشتر از میانگین آن در بین افرادی می باشد که آلودگی نداشتند و اختلاف این دو میانگین از لحاظ آماری معنی دار بود P value =0.008)).در این مطالعه هم چنین کودکان از نظر وضعیت بهداشتی و آلودگی به شپش سر نیز مورد پرسش قرار گرفتند و با توجه به اینکه در تمامی کودکان و ضعیت بهداشتی متوسط بود و همه کودکان آلوده به شپش  از نظر وضعیت بهداشتی متوسط به پایین بودندنتایج آنالیز

 

در این مطالعه بین آلودگی به شپش سر با سطح بهداشت از لحاظ آماری رابطه معنی داری را نشان نداد.p value=0.939))

 

 

 

جدول 1-شیوع آلودگی به شپش سر بر حسب جنسیت در بین کودکان افغانی شهرستان سیرجان در سال 89-1388

جنسیت

تعداد مورد بررسی

تعداد آلوده

شیوع آلودگی(%)

پسر

30

0

0

دختر

65

16

24.61

جمع

95

16

16.84

 

جدول 2 شیوع آلودگی به شپش سر بر حسب متغیر های مورد بررسی در بین کودکان افغانی شهرستان سیرجان در سال 89-1388

نوع متغیر

تعداد مورد بررسی

تعداد آلوده

شیوع آلودگی(%)

وضعیت موها

 

کوتاه

33

0

0

متوسط

19

2

10.5

بلند

43

14

32.6

جمع

95

16

16.84

رده  سنی

 

5<

22

2

9.09

8-5

39

7

17.9

12-9

22

2

9.09

13<

12

5

41.6

جمع

95

16

16.84

بعد خانوار

 

 

 

3

2

0

0

3<

93

16

17.20

جمع

95

16

16.84

 

 

بحث و نتیجه گیری:

در این مطالعه فراوانی کلی آلودگی به شپش سر در بین کودکان زیر 13 سال  افغانی شهرستان سیرجان که  در سال 89-1388 برای اولین بار در این منطقه صورت گرفته است  (%16.84) مشاهده گردید .در مطالعات مشابه دیگری که در نقاط مختلف ایران به منظور بررسی شیوع آلودگی به شپش سر و عمدتا در بین دانش آموزان  ابتدایی  نیز صورت گرفته است شیوع آلودگی از کمتر از %1 در مطالعه فارس(8)،%1.3در مطالعه همدان (17)،%3.64در مطالعه در مطالعه تبریز(15)،%3.8درمطالعه کرمان(20)،%4.8 در مطالعه خواجه (2) ،%27 در مطالعه ایرانشهر (14) تا  %28.5 در مطالعه اردبیل (18) گزارش گردیده است و به نظر می رسد این در صد آلودگی در بین کودکان زیر 13 ساله افغانی که از نظر جامعه آماری  تقریبا مشابه گروه های مورد بررسی مطالعات ذکر شده بالا می باشند ،درصد بالایی به حساب می آید .هم جنین در مطالعات مشابه دیگری  که در نقاط مختلف دنیا نیزبه منظور بررسی  شیوع  آلودگی به شپش سر انجام گرفته است ،درصد مختلفی از آلودگی به شپش سر در آنها گزارش گردیده است و هم چنین در برخی از آنها درصد بالاتری از آلودگی مشاهده گردیده است که از ان جمله میتوان به %33 در مطالعه استرالیا (21)،%35 در مطالعه برزیل(5)،%48 در مطالعه فرانسه(22)،%49 در مطالعه غنا (6) و %52 در مطالعه اکراین(23) اشاره کرد .در این مطالعه تمام موارد آلوده به شپش سر دختر بودند و هم چنین بین آلودگی به شپش سر و داشتن موهای بلند در دختران اختلاف معنی دار مشاهده گردید  در بیشتر مطالعاتی که تا کنون نیز انجانم گرفته است آلودگی به شپش سر در بین دختران بیشتر از پسران گزارش گردیده است ،و این مسئله به علت تفاوت در عادات رفتاری  بین 2 جنس ، مناسب بودن موهای دختران  برای شپش به علت بلندی  و طرز  متفاوت پوشش بعلت  پوشیده بودن مو های دختران  با  مقنعه یا روسری باشد می باشد(2و ،8و17-15و27-24).در این مطالعه بین میانگین سنی افراد در بین افرادی که آلودگی با شپش داشتند با میانگین سنی در بین افرادی که آلودگی نداشتند  از لحاظ آماری  تفاوت معنی داری  مشاهده نگردید و در تمامی 4 گروه  سنی آلودگی به شپش سر مشاهده شد اما در مطالعه شایقی و همکاران(2) ،عالمی پور و همکاران (14) ومطالعه عدالت خواه  و همکاران(18) بین  میزان آلودگی  به شپش سر و گروه های سنی اختلاف معنی دار مشاهده گردید که این مسئله با نتایج مطالعه ما مشابه نبود.فاکتور دیگری که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت ارتباط بعد خانوار و آلودگی به شپش سر بود و در نهایت  نتایج مشخص کرد که  که میانگین تعداد افراد خانوار در بین افرادی که آلودگی با شپش داشتند بیشتر از میانگین آن در بین افرادی می باشد که آلودگی نداشتند و اختلاف این دو میانگین از لحاظ آماری معنی دار بود هم چنین  این فاکتور نیز به عنوان یکی از فاکتور های موثر در شیوع آلودگی به شپش سر در مطالعات مشابه دیگر نیز بیان شده است (16و20و24و26و28). با توجه به اینکه این مطالعه برای اولین بار در بین کودکان افغانی شهرستان سیرجان انجام شده است و فقط چند  فاکتور  خطر مرتبط با آلودگی به شپش سر  در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است و به دلیل این که   فاکتور های زیادی  در شیوع آلودگی به شپش سر  تاثیر دارند نیاز به مطالعات بیشتری برای تعیین  دقیق عوامل موثر در شیوع آلودگی به شپش سر در بین کودکان افغانی به منظور ارائه راهکار و برنامه کنترل مناسب ، هم چنین دادن آگهی به خانواده های تحت تاثیر شپش سر ضروری به نظر میرسد.

تقدیر و تشکر:

نویسندگان مقاله مراتب سپاس خود را از ریاست و معاونت محترم مرکز بهداشت شهرستان سیرجان آقایان دکتر محمد موقری و  مهندس جواد متین به دلیل همکاری ارزنده در هماهنگی جهت انجام این مطالعه  اعلام میدارند.

 

 


 

  1. 1.                  Linardi PM, Botelho JR, Maria M. Crendices e falsos conceitos que dificultam ações profiláticas contra o piolho e a pediculose “capitis”. Journal of Pediatria1988; 64: 248-55.
  2. Shayeghi M, Paksa A, Salim Abadi Y, Sanei-dehkoordi A, Ahmadi A, Eshaghi M, et al. Epidemiology of head lice infestation in primary school pupils, in Khajeh City, East Azerbaijan Province, Iran. Iranian Journal of Arthropod- Borne Diseases 2010; 4(1): 42-6.
  3. 3.                  Chew A, Bashir SJ, Maibach H. Treatmentof head lice. Lancet 2000;356:523–4.
  4. 4.                  Suleman   M, Fatima T. Epidemiology of head lice infestation in school children atPeshawar, Pakistan. Journalof Tropical Medicine and Hygiene 1988;91: 323-32.
  5. 5.                   Burges R, Mendes J. Epidemiological aspects of head lice in children attending day care centers, urban and rural schools in Uberlandia, Central Brazil. Mem Inst Oswaldo Cruz, Rio de Janiro 2002; 97(2): 189-92.
  6. Kwaku-Kpikpi JE. The incidence of the head louse (Pediculus humanus capitis) among pupils of two schools in Accra. Transactions of the Royal Society of Tropical Medicine and Hygiene 1982; 76: 378-81.
  7. Ewasechko CA. Prevalence of head lice (Pediculushumanus capitis) among children in a Rural, Central Alberta School. The Canadian Journal of Public Health 1981; 72: 249-52.
  8. Davarpanah MA, Mehrabani D, Khademolhosseini F, Mokhtari A, Bakhtiari H, Neirami  R.The prevalence of Pediculus capitis among School Children in Fars Province, Southern Iran. Iranian Journal of Parasitology 2009; 4(2):48-53.
  9.  Goldsmid JM, Crowther WEL, Doering MJ, Wilkinson AM. Head louse infestation in Tasmanian schoolchildren. Australian Family Physician1981; 10:784–93.
  10.   Goldsmid JM. The treatment and control of head lice: a review. Australian Journal of Pharmacy1989; 70:1021–4.
  11.  Chunge RN. A study of head lice among Primary school children, in Kenya. Transactions of the Royal Society of Tropical Medicine and Hygiene 1986; 80: 42-46.
  12.  Chosidaw O, Brue C. Controlled study of malathion and d- Phenothrin lotion for Pediculus humanus var Capitis- infested school children. The lancet 1994; 344: 1724-27.
  13. Nazari M, Fakoorziba MR, Shobeiri F.Pediculus capitis infestation according to sex and social factors in Hamedan, Iran. The Southeast Asian Journal of Tropical Medicine and Public Health 2006;37(3): 95-98.
  14. Alempour Salemi J, Shayeghi N, Zeraati H, Akbarzadeh K, Basseri H, Ebrahimi B,et al. Some aspects of head lice infestation in Iranshahr area (Southeast of Iran). Iranian Journal of Public Health2003; 32(3): 60-63.
  15. Hodjati MH, Mousavi N, Mousavi M. Head lice infestation in school children of a low socioeconomic area of Tabriz city, Iran. African  Journal of  Biotechnology2008; 13: 2292-94.
  16. Soleimani M, Zare Sh, Hanafi-Bojd A.A,Amir-Haidarshah M. The Epidemiological Aspect of Pediculusis in Primary School of Qeshm, South of Iran. Journal of Medical Sciences 2007;7: 299-302.
  17. Moradi AR, Zahirnia AH, Alipour AM, Eskandari Z. The prevalence of Pediculosis capitis in primary school students in Bahar, Hamadan Province, Iran. Journal of Research in Health Sciences2009; 9(1): 45-49.
  18. Edalatkhah H, Arshi S, Sadeghi H, Sepehram V. Prevalence of Pediculus capitis in school children in Ardebil province. Journal of Ardebil Universityof Medical  Sciences2005; 6: 36-45. [in Persian]
  19. Rafinejad J,Norolahi A,Javadian E,Kazemnezhad A,Shemshad K. Some epidemiological aspects of head louse (Pediculus humanus capitis) infestation among primary school students in Amlesh county, Gilan province.Iran specialty  epidemiology journal 2003;51-63.[in Persian]
  20. Kamiabi F, Nakhaei FH. Prevalence of pediculosis capitis and determination of risk factors in primary-school children in Kerman. Eastern Mediterranean Health Journal2005;11:988-92.
  21. Speare R, Buettner PG. Head lice in pupils of a primary school in Australia and implications for control. International  Journal of Dermatology1999; 38: 285- 90.
  22. Courtaiade C, Labrieze C, Fontan I, Taieb A, Maleville J .Pediculosis capitis: a questioner survey in 4 schools ot the Bordeux Academy 1990 – 1991. Ann Dermatol Venereol1993;120: 363 –68.
  23. Kurhanova L. Lice infestation and lice control remedies in the Ukrain. Annals of the New York Academy of Sciences 2006; 1078: 357-60.
  24. Balcioglu C, Kurt O, Emin Limoncu M, Dinc G, Gumus M, Kilimcioglu AA, et al. Rural life, lower socioeconomic status and parasitic infection. Parasitology International  2007;56:129-33.
  25. Catala S, Junco L, Vaporaky R. Pediculosis capitis infestation according to sex and social factors in Argentina. Revista Portuguesa de Saúde Pública2005; 39:438- 43.
  26. Motovali-Emami M, Aflatoonian MR, Fekri A , Yazdi M. Epidemiological Aspects of Pediculosis capitis and Treatment Evaluation in Primary-School Children in Iran. Pakistan Journal of Biological  Sciences 2008; 11: 260-64.
  27. Hazrati Tappeh K, Chavshin AR, Mohammadzadeh Hajipirloo H, Khashaveh S,  Hanifian H, Bozorgomid A, etal. Pediculosis capitis Among Primary School Children and Related Risk Factors in Urmia, the Main City of West Azarbaijan, Iran. Iranian Journal of Arthropod- Borne Diseases 2012; (6)1: 79–85.
28.Akisu C, Sari B, Aksoy U, Ozkoc S.Investigation of pediculus capitis among school children in Narlidere Couny, Izmir and comparison of the current and previous results. Acta Parasitol Turc 2003;27:45-8